به نام خداوند متعال


می‌نویسم چون مدت مدیدی هست که احساس خفگی و تنهایی می‌کنم.
می‌نویسم چون خلاقیت هایم فروکش کرده‌اند و باید آنها را زنده و تقویت کنم.
می‌نویسم چون دیگر پرواز را فراموش کرده‌ام. 
امیدوارم که با نوشتن باعث تسکینم شود. غم آنچه را که از دست داده‌ام را کمتر مرا بیازارد و دریچه‌ای نو از زندگی را در روزهایم پیدا کنم.
بی‌محابا و بی‌گدار خواهم نوشت تا خود را از این کنج تنهاییی به شوق دیدار جهانی نو بکشانم و به روی خود بگشایم.
اکنون شوق نوشتن به شکل عجیبی در من زنده شده و دوباره و دوباره مرا به اینجا کشانده است؛ هرچند سه چهار ماه پیش حس می‌کردم نه جیزی برای نوشتن دارم و نه اشتیاقی به آن.
می‌نویسم چون باید مثل آن روزها به خداوند نزدیک شوم و معجزاتش را در برابر چشمانم مصور شود.
می‌نویسم چون دوستی جز نوشتن ندارم و امیدوارم دوستان خوبی در اینجا بیابم.
در اینجا از هرچیزی خواهم نوشت. حتی ممکن است داستان بنویسم. حتی نوشتن ادامه داستان نیمه‌کاره چند ماه پیش.